شروع کردن همیشه برام خیلی سخت ، سخت تر از اون درد دل کردن وحرف زدن ، پس تا راه بیافتم و از اون پوسته ساکت وآروم تو دار همیشگی بیام بیرون طول می کشه . وقتی اهل درد دل نیستی وهمیشه صورتتو با سیلی سرخ نگه می داری غریبه و آشنا یه جور دیگه ایی رو آدم حساب می کنن و همین ذهنیت فاصله ها رو بیشتر می کنه وآدم دور ودورتر می شه و ساکت وساکت تر
قصد شکستن این سکوت ...